از مطالعاتی كه در زمینه تأثیر برخی عوامل و متغیرها بر روی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان انجام گرفته است چه می توان فهمید؟

در این مقاله كوشش شده است یافته های عمده این مطالعات مورد بازنگری قرار گیرد. كشف اثرات متغیرها بر پیشرفت تحصیلی موضوع ساده ای نیست. نتایج پژوهش ها بر روی روابط و همبستگی ها باید در عمل مورد آزمایش قرار گیرند. هر یك از نتایج باید به دفعات متعدد به وقوع پیوندد تا به توان نسبت به صحت آنها اطمینان حاصل كرد.

مطالعات كیفی كه بر پایه روش های مشاهده ای و تكنیك های مصاحبه انجام می گیرد، این امكان را به پژوهشگر می دهد كه به نكات ظریفی كه در كلاس نقش دارند و بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان موثرند كه تشخیص آنها جز با بكارگیری این روش ها ممكن نیست.

1ـ برنامه درسی

       برنامه درسی را می توان به سه گروه  برنامه درسی مورد انتظار (آنچه كه در فهرست دروس و یا هدف های یادگیری مندرج است)، برنامه درسی اجرا شده (آنچه كه معلمین عملاً تدریس می كنند در زبان پژوهش به آن اغلب فرصت یادگیری می گویند) و برنامه درسی فرا گرفته (آنچه كه كودكان واقعاً یاد می گیرند) تقسیم نمود. شواهد زیادی وجود دارد مبنی بر اینكه تقاضای برنامه درسی در پیشرفت تحصیلی مؤثر است. به طور خلاصه می توان اظهار داشت كه اگر دانش آموزان فرصت یادگیری چیزی را داشته باشند، معمولاً آن را فرا می گیرند و اگر این فرصت برای آنها فراهم نباشد، از یادگیری آن محروم خواهند شد. به عبارت دیگر ، هر چه میزان تقاضا در برنامه درسی مورد انتظار با ثابت فرض كردن بقیه عوامل بیشتر باشد، كودكان بیشتر یاد خواهند گرفت.

بسیاری از كشورهای در حال توسعه دارای مراكز برنامه ریزی درسی هستند، گر چه در بسیاری از كشورها برنامه های درسی برای رهایی از نفوذ برنامه های قدرت های استعماری گذشته به صورت ملیتدوین شده اند، هنوز در برنامه های درسی برخی از كشورها این وضعیت وجود ندارد و یا آنكه در طرف دیگر طیف به آنچه كه در دیگر كشورها كودكان برای یادگیری بخصوص در زمینه خواندن، ریاضیات و علوم دارند، توجه كافی مبذول نشده است.

دو مقوله باید مورد توجه قرار گیرد یكی تكنولوژی برنامه ریزی درسی (Lewy 1978) و دیگری عوامل تعیین كننده برنامه درسی ، بسیاری از عوامل مطالعات اندكی نیاز دارند كه مراكز برنامه ریزی درسی باید به انجام آن توجه داشته باشند.

تمایل به افزودن مطالب بیشتری به برنامه های درسی مشاهده می شود بدون آن كه هرگز چیزی از آن كاسته شود. اخیراً حركت هایی برای پیراسته كردن برنامه های درسی دیده می شود زیرا وضعیت كنونی و انباشتگی مطالب از جمله عوامل استاندارد پایین آموزشی به شمار می رود.

برنامه های درسی باید با دقت جرح و تعدیل شوند و باید توجه كرد كه مدارس حداقل آنچه را كه فارغ التحصیلان برای شروع به كار نیاز دارند به كودكان بیاموزند دانس آموزان باید همچنین پایه لازم را برای اینكه بتوانند به یادگیری پس از فارغت از تحصیل ادامه دهند و محتوایی را كه بعداً به آن ها آموخته می شود،  سریعاً بیاموزند، در مدرسه كسب كرده باشند.

برنامه های متعددی نظیر ادغام آموزش و كار تولیدی یا اضافه شدن موضوعات پیش حرفه ای به برنامه های درسی مورد آزمایش و تجربه قرار گرفته اند. ارزشیابی از چنین برنامه هایی، مادامی كه مسئله بیكاری حل نشده، تشویق به خود اشتغالی فارغ التحصیلان صورت نگرفته یا منابع مورد نیاز افزایش نیافته است، ناامید كننده به نظر می رسد.

بر اساس برخی از مطالعات، در حقیقت آن چه كه برای خود اشتغالی بزرگسالان در مناطق روستایی و شهری بصورت بالقوه از سودآوری بیشتری برخوردار است، سواد آموزی و مهارت های محاسبه، دانش كشاورزی و یا تا حدودی دانش علمی است. از نقطه نظر مسائل تعلیم و تربیت، به نظر می رسد برخی از این برنامه های حرفه آموزی اگر معلمان از انگیزه كاری بالایی برخوردار بوده و آموزش موضوعات علمی را با آموزش مطالب نظری برای درك بهتر آن مطالب پیوند داده باشند كم و بیش نتایج جالبی دارند موفقیت آنها در حقیقت تا حدود زیادی به منابعی كه در اختیار بوده است بستگی دارد.

برنامه های درسی اغلب مورد انتقاد قرار می گیرند و سبب عدم پیشرفت تحصیلی تلقی می شود. معمولاً در این امر عوامل عدیده ای دخالت دارند و دانش كم معلم نیز به وضوح یكی از مشكلاتی است كه در بعضی از كشورها دلیل شكست برنامه های درسی می باشد.

زبان آموزش و زبانی كه مواد آموزشی و كتابها به آن نوشته می شود از مسائل دیگر است. برای نمونه نیجریه پس از استقلال زبان انگلیسی را به عنوان زبان آموزش در پایه اول دبستان پذیرفت. در منطقه ای كه در آن مردم به زبان Yorubaصحبت می كنند كودك باید ابتدا زبان محلی را بیاموزد و سپس زبان Yoruba و بعد وارد مدرسه ای شود كه در آن آموزش به زبان انگلیسی صورت می گیرد.(نظیر كودك انگلیسی زبانی كه وارد مدرسه ای می شود كه در آن به زبان ژاپنی درس می دهند.)

مطالعاتی در مناطقی كه از نیجریه كه به زبان های Yoruba و Hausa تكلم می كنند صورت گرفته  نشان می دهد یادگیری كودكان وقتی با زبان محلی تحت آموزش قرار می گیرند بیشتر از زمانی است كه آموزش آنها با زبان انگلیسی صورت می گیرد البته تغییر همه مواد آموزشی یا بازنویسی آنها به زبان های محلی كاری پر هزینه است. از طرف دیگر استفاده از زبان محلی ممكن است به یك موضوع سیاسی تبدیل شود زیرا بعضی از گروه ها ممكن است استفاده از زبان گروه دیگر را نپذیرند و در نتیجه این مشكل در بسیاری از كشورها حل نشده باقی بماند.

بالاخره امتحانات ملی باید آنچه را كه در برنامه های درسی مورد توجه است منعكس كنند زیرا معلمین بر اساس محتوای سئوالات امتحانی تدریس می كنند. در تمامی این فعالیت ها مركز برنامه ریزی درسی باید نقش قاطعی ایفا نماید.

1ـ كتاب های درسی و مواد آموزشی

          هر جا كه كمبود كتاب و مواد آموزشی وجود دارد پیشرفت تحصیلی پایین تر است. تأمین یك كتاب به ازای هر دانش آموز (و تضمین اینكه كتاب ها به مدرسه برسند و مورد استفاده معلمین و دانش آموزان قرار گیرند.)، میزان پیشرفت تحصیلی و نرخ ماندگاری را افزایش می دهد. در فیلیپبن وقتی تعداد كتاب های درسی دوره ابتدایی از یك كتاب برای ده دانش آموز به یك كتاب برای دو دانش آموز تغییر یافت درصد قبولی دانش آموزان از 50 به 70 درصد در طی یك سال تحصیلی افزایش پیدا كرد (بانك جهانی 1989)

فولر (fuller 1986 ) نشان داد كه كمبود كتاب درسی در برخی از موضوعات درسی مسئله ای وخیم تر از بقیه است ولی همواره این كمبود بر میزان پیشرفت دانش آموزان تأثیر می گذلرد مشكل اصلی این است كه چگونه می توان كتاب درسی (یا حتی چند برگ) به تعداد كافی و به قیمت ارزان تأمین كرد و در عین حال تضمین نمود كه مواد آموزشی به دست دانش آموزان خاصه به مدارس مناطق روستایی خواهد رسید. مطالعات انجام شده در زمینه توزیع كتاب های درسی در نیجریه و اندونزی مشكلات عدیده ای را كه در این زمینه وجود دارد نشان می دهد كه بر اساس آنها اقدامات اصلاحی آغاز شده است. چاپ كتاب های درسی به تنهایی كافی نیست بلكه باید مطمئن بود كه این مواد به مدارس خواهند رسید كه مشكل اجرایی است و این كه آنها بوسیله معلمان مورد استفاده قرار خواهند گرفت كه یك مشكل تعلیم و تربیتی و در عین حال اجرایی است. در ارتباط با مواد آموزشی امكان دسترسی داشتن دانش آموزان به كتاب ها از طریق كتابخانه مدرسه نیز مطرح است. مطالعات Fuller و Ifa هر دو نشان می دهد كه هر چه تعداد بیشتری كتاب از كتابخانه مدارس توسط دانش آموزان به امانت گرفته شود میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بیشتر است و در مدارس ابتدائی هر چه تعداد كتاب هایی كه در گوشه اتاق های درس قرار داده می شود بیشتر باشد میزان پیشرفت دانش آموزان در خواندن بیشتر خواهد بود.

1ـ معلم، روش تدریس و تربیت معلم

      پژوهش های زیادی در ارتباط با روش های تدریس و آنچه معلمان باید برای به دست آوردن پیشرفت بیشتر در امر فرایند یادگیری یاددهی انجام دهند، صورت گرفته است.

1-3- تجربه معلمان

       معلمان با سابقه گرایش بیشتری به سمت به پرورش مهارت های آموزشی و كلاس داری از خود نشان می دهند. آنها میزان وقتی را كه برای امور اداری كلاس صرف می شود، كاهش می دهند. در بازگرداندن نظم به كلاس به سرعت عمل می كند و روش تدریسی را برمی گزینند كه وظایف بیشتری را بر دوش دانش آموزان قرار دهد. (Anderson et al . 1988) از این بررسی نتیجه می شود كه باید تمام كوشش را به كاربست تا معلمین مجرب به طور یكسان در مناطق شهری حاشیه شهرها و مناطق روستایی به كار گرفته شوند و ترك خدمت و جابجایی تقلیل یابد البته این مسئله با حقوق معلمان و ارتقاء منزلت آنها ارتباط دارد.

2-3- آماده كردن درس و نمره دادن

       معلمین كه برای آماده ساختن درس و همچنین نمره دادن تكالیف درسی و كار كلاس دانش آموزان وقت گذاری می كنند نسبت به معلمینی كه این كار را انجام نمی دهند، دانش آموزان آنها نتایج بهتری كسب می نمایند. اگر در تربیت معلم بر این موضوع تأكید شود و اگر معلمین برای در آمد اضافی مجبور به كار اضافی نباشند انتظار می رود فرایند یادگیری بهبود یابد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 آذر 1390    | توسط: تعلیم و تربیت    |    | نظرات()